
شهید ابوالفضل دهنوی
امدادگری که جان خود را فدای نجات جان دیگران کرد؛ نماد ایثار، فداکاری و عشق به انسانها. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
پسرم پهلوانِ پرتلاش بود
روایت «حسن دهنوی» پدر شهید پاسدار و امدادگر «بوالفضل دهنوی»
بیست بهار بیشتر نداشت، اما عمرش به اندازه دهها سال، سرشار از عشق، ایثار و خدمت بود. از عضویت در سپاه پاسداران تا داوطلب هلال احمر، از خادم افتخاری حرم سیدالشهدا (ع) تا دستگیری از یتیمان و هر قدمی که برداشت، ردپایی از مهربانی بر جای گذاشت. ابوالفضل دهنوی، جوانترین شهید امدادگر پس از دفاع مقدس ۸ ساله، در حالی که هم لباس نظامی بر تن داشت و هم دل در گرو خدمت به مردم، سرانجام در صبحگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، بر اثر حمله پهپادی رژیم صهیونیستی، جان پاکش را نذر آرمانهایی کرد که تا آخرین لحظه برایشان جنگید. روایت زندگی او، روایت پسری است که پدرش او را پهلوان مهربان و پر تلاش مینامد و این روایت، روایت جوانی است که رفت تا بماند...
لحظاتی با یاد و خاطره شهید دهنوی
کتاب یادبود
اگر خاطرهای یا پیامی از قلب دارید، بنویسید
سه شب قبل شهادتش تو تجمعات میدان انقلاب با خانواده بودم دیدمش با لباس امدادگری بود اومد جلو دست و روبوسی کردیم، گفت تو فکرت هستم یه قولی دادم بهت، میارم برات روز شهادتش عکسش رو که دیدیم خانومم گفت همون دوستت بود که دیدیمش گفتم آره گفت بهش میومد شهید بشه، اخلاق و آرامشی که داشت برای آدمای معمولی نبود افتخارم اینه یه مدت کوتاهی رو با ایشون بودم و اگه لایق باشم رفیق بودیم یادش همیشه زنده هست
شکر خدایی را که تو را به اوج عزت رساند
در فهرست دفتر خاطرات نام تورا از میان تمام شهدا جسته ام
بعضیها با مرگ تمام میشوند، و بعضیها با شهادت آغاز…